|
درس ششم & سوره اعراف آيه 96
تفسير نمونه[1] : بركات جمع بركت و در اصل به معني ثبات و استقرار چيزي است و به هر نعمت و موهبتي كه پايدار بماند اطلاق مي گردد. ايمان و تقوا نه تنها سبب نزول و بركات الهي مي شود ، بلكه باعث مي گردد كه آنچه در اختيارشان قرار گرفته در مصارف مورد نياز به كار گرفته شود ، نه براي نابودي ديگران . كلمه "اخذ" به معني گرفتن است و در مفهوم مجازات و كيفر دادن به كار گرفته شده است و اين در حقيقت به خاطر آن است كه معمولاً كسي را كه ميخواهند مجازات كنند ، نخست او را گرفته و با وسايلي ميبندند كه قدرت فرار نداشته باشد و سپس او را كيفر ميكنند. البته اين امر عمومي است و سنت الهي است كه افراد بيايمان و آلوده گرفتار انواع واكنشها در همين زندگي دنيوي خود خواهند شد. فيض خدا محدود نيست. همانطور كه مجازات او اختصاص به قوم معيني ندارد. تفسير الميزان [2]: بركات در اين آيه به كنايه بكار رفته است ؛ چون بركات را به مجرايي تشبيه كرده كه نعمتهاي الهي از آن مجري بر آدميان جريان مييابد. باران و برف ، سردي و گرمي هوا در موقعش و به مقدار نافع خوب است. افتتاح ابواب بركاتها سبب ايمان و تقواي جمعيتهاست ، نه ايمان يك نفر و دو نفر از آنها. چه كفر و فسق جمعيت با ايمان و تقواي چند نفر باز كار خود را ميكند. عذابي كه بر جمعيتها نازل ميشده ، به عنوان مجازات بوده كه در حقيقت اعمال خود مردم است كه به آنها برميگردد.
& سوره رعد آيه 11
تفسير نمونه : این آیه دو مورد با تفاوت مختصری در قرآن آمده است این قانون که یکی از پایههای اساسی جهان بینی و جامعه شناسی در اسلام است به ما می گوید مقدرات شما قبل از هر چیز در دست خود شماست و یکی از مهمترین برنامه های اجتماعی اسلام را بیان می کند که هرگونه تغییرات متکی به تغییرات درونی ملتها و اقوام است و برای پایان دادن به ناکامیها باید دست به انقلاب درونی بزنیم و به سراغ نقطه ضعفهای خود برویم و آنها را با توبه پاک و تولدی دوباره پیدا کنیم. & سوره هود آيه 117
تفسير نمونه : تا زمانی که گروهی از اندیشمندان متعهد وجود دارند و در برابر مفاسد ساکت نمی نشینند و به مبارزه بر می خیزند این جامعه به تباهی کشیده نمی شود پس اگر اقوامی نابود شدند به خاطر آن بود که مصلحانی در میان آنها نبودند. در هر جامعهای ظلم و فساد هست آنچه مهم است که مردم در طریق اصلاح باشند و در راه اصلاح خداوند به آنها مهلت می دهد و قانون آفرینش برای آنها حق حیات قائل است ولی اگر این احساس از بین رفت و جامعه بی تفاوت شد از بین می روند. & سوره شوري آيه 20
تفسير الميزان : حرث : زارعت ، زراعت آخرت نتیجه اعمال است که روز قیامت به آدمی عاید می شود و زارعت آخرت چند برابر ثواب دارد که در آیات دیگر 10 برابر و چند برابر را ذکر کرده است و کسی که نتیجه دنیوی بخواهد ما هم نتیجه دنیوی می دهیم و در آخرت بهره ای ندارد یعنی صرف اراده در بدست آوردن نتایج دنیا و آخرت کافی نیست بلکه اراده عمل می خواهد. تفسير آيت ا... جوادي آملي : یکی از مراحل سیرالی ا... اراده است که به سه رکن متکی است : 1- علم به مراد 2- مراد برای مرید ، کمال باشد . 3- مراد فعلاً در اختیار مرید نباشد. اگر سالک بر اثر نبودن راه اثری از محبوب و مقصد دریافت کند به او محبت پیدا می کند اول اراده بعد شوق سپس محبت قرار دارد. اراده بر دو نوع است : 1- زمینه سلوک : شخص در راه است و به مقصد اراده میورزد. 2- زمینه صدور: به مقصد رسید که منشاء هر کمالی و اراده اش منشاء صدور نه منشاء سلوک لذا مردان تا در دنیا مرید حقند و ارادت می ورزند و وقتی به مقصد مایل اراده آن مصدر و زمینه صدور کمال می شود و اهل بهشت هر نعمتی اراده کنند حاصل می شود اراده بر اثر اختلاف حال مرید مراتبی دارد. 1- نعمت های دنیوی و اخروی = در منزل های عادی نعمتی از نعمتهای الهی دریافت می کند. 2- سالکان واصل = می خواهیم از خدا غیر خدا را چون نعمتهای الهی هم ما را سرگرم میکند. 3- نمی گویم می خواهم چیزی بخواهم ، بلکه خواستن او فانی در اراده حق و خود اراده ای از خود ندارد نه چیزی می خواهد و نه می خواهد که نخواهد. تفسير خواجه عبدا... انصاري : از لطف خداست که تو توفیق پرستش یافتی ، توفیق داد تا از او خواستی ، دل معدن نور کرد تا نادیده دوست داشتی و نادر یافته نشاختی . لطف او بود که از تو طاعتهای موقت خواست و ثوابهای موید و از لطف او بود که نعمت به قدر خود داد و شکر از بنده به قدر بنده خواست. لطف او بود که بنده را به وقت گناه نادان خواند تا عفو کند و بوقت شهادت ، دانا خواند تا گواهی او را بپذیرد ، به وقت تقصیر ، ضعیف خواند تا تقصیر بنده را محو کند و او را از سر سوز و نیاز در آن حضرت راز گوید : خدایا تو ما را ضعیف خواندی از ضعیف جز خطا چه آید؟ ما را جاهل خواندی ، از جاهل جز جفا چه آید ؟ تو کریمی از کریم جز عطا چه شود؟ تو لطیفی از لطیف جز وفا چه خیزد؟ & سوره فاطر آيه 41
تفسير الميزان : در این آیه هم بر یگانگیش و هم به اینکه خلق را بعد از ایجاد ابقاء هم کرده و نگذاشته مضمحل شود. پس نظام جاری در عالم بوسیله احداث و ابقاء جاری است یعنی پدید آوردن و آن پدیده را همچنان باقی نگذاشتن و چون پدید آوردنده و خالق خداست پس مدیر هم خداست خداوند حلیم و غفور است و در هیچ کاری عجله نمی کند و چون آمرزگار است جهات عدمی هر چیزی را پنهان می دارد و مقتضای این دو اسم همین است که آسمانها و زمین را از اینکه مشرف به زوال شوند تا مدتی معین جلوگیر شود. صاحب کتاب ارشادالعقل السلیم میگوید خداوند حلیم و غفوراست یعنی در عقوبت جنایات نیز عجله نمی کند با اینکه جا داشت بخاطر آن آسمانها و زمین فرو ریزد. & سوره يس آيات 40-38
تفسير الميزان و نمونه و .... خورشید و ماه و کواکب در مسیر خاص خود حرکت می کنند و در فضا شناور هستند و اگر در جمله (یسبحون) ضمیر جمعی که خاص عقلاست آورده چون هر یک از اجرام فلکی در برابر مشیت خدا رام و اوامر او را اطاعت می کنند عیناً مانند عقلا. & سوره بقره آيه 117
تفسير الميزان : بديع يعني کسی که کار بی سابقه می کند. هر دو موجودی از جهتی با هم متفاوتند یعنی هر موجودی از تمام جهات همانند موجود دیگری نیست و در جهتی با آن تفاوت دارد یعنی هر موجودی در عالم ولو اینکه در بعضی از حقایق کلی با سایر موجودات مشترک باشد اما از نظر جنبه های مخصوص خود بی سابقه است و خداوند آنرا به صورت بی سابقهای ایجاد فرموده است. تفسير نمونه : منظور از کن فیکون یعنی بین اراده خدا و پیدایش موجود فاصله ای نخواهد بود و حرف فا برای تاخیر رتبه است نه زمانی چون معلول متاخر از علت خود است. البته منظور این نیست در همان لحظه ایجاد بلکه هر طور اراده کند همانطور موجود می شود. مثلاً آسمانها و زمین در شش دوران ایجاد شوند. عالم از نیستي به هستی آمد ؛ یعنی قبلاً نبود. سپس موجود شد نه اینکه از عدم هستی ایجاد گردید. به تعبیر فلسفی : هر موجود ممکن (که هستی در ذات ندارد) از دو جنبه تشکیل شده ماهیت و وجود. ماهیت عبارت است از معنی اعتباری که نسبت آن به وجود و عدم مساوی است . مثلاً درخت سابقاً نبود فعلاً هست آنچه را که مورد دو حالت وجود و عدم قرار دادیم « ماهیت » است . بنابراین معنی این سخن که خداوند عالم را از عدم بوجود آورده این می شود که خداوند ماهیت را از حال عدم به حال وجود آورد و لباس وجود براندام ماهیت پوشانید. & سوره قمر آيه 49
تفسير نمونه[3] : قبل اين آيه در مورد عذابهاي جهنم است و ميگويد همه روي حساب است و هم مجازاتهاي شديد آنها در آخرت. نه تنها مجازاتها بلكه همه چيز روي حساب و نظام حساب شده است. زمين و آسمان موجودات زنده و بيجان ، اعضاي پيكر انسان و ... همه روي حساب و اندازه لازم است و چيزي در اين عالم بيحساب نيست. چرا كه آفريدهي آفرينندهاي حكيم است. هر قدر علم بشر بيشتر شود ، به اين اندازهگيري دقيق آشناتر ميشود. اندازهگيري نه تنها در كميتها ، بلكه در كيفيتها هم دقيق است. نظامي بر روح و روحيات انسان و اميال و غرائز او حاكم است كه كمترين دگرگوني نظام فردي و اجتماعي او را بهم ميريزد. او مقدر ساخته كه در اعمال خود مختار باشيم و براي ما تكليف و مسئوليت قائل شده كه اگر اختيار نداشتيم ، تكليف و مسئوليت نامفهوم و بيمعني بود. پس اگر ما در اعمال خود فاقد اراده باشيم ، برخلاف تقدير الهي است. اگر "توحيد" را به اين معني تفسير كنيم كه خالق همه چيز ، حتي اعمال ما خداست ؛ بطوريكه ما هيچ اختياري نداريم ، "عدل" خدا را انكار كردهايم ، چراكه گنهكاران را مجبور بر معاصي ساخته و سپس آنها را مجازات ميكند. و اگر "عدل" را به اين معني تفسير كنيم كه خدا هيچ دخالتي در اعمال ما ندارد ، او را از حكومتش خارج ساختهايم و در دره شرك سقوط كردهايم. "امر بين الامرين" كه ايمان خالص و صراط مستقيم و خط ميانه است ، اين است كه معتقد باشيم ما مختاريم ولي مختار بودنمان نيز به اراده خداست و هر لحظه بخواهد ميتواند از ما سلب اختيار نمايد و اين همان مكتب اهل بيت (ع) است. & سوره جاثيه آيه 13-12
تفسير نمونه : گاه در عواطف مشركان جنگ زده ميگويد خداوند همان كسي است كه دريا را براي شما مسخر كرد تا كشتيها به فرمانش در آن حركت كنند و بتوانيد از فضل او بهره گيريد و چه كسي در ماده اصلي كشتيها اين خاصيت را آفريده كه در آب فرو نميرود و چه كسي آب را بستر نرمي براي حركت آنها قرار داده كه به راحتي در آن پيش ميرود؟ در آيه 32 سوره ابراهيم ميگويد كشتيها را مسخر شما كرد تا به فرمانش در دريا حركت كند اما اينجا ميگويد دريا را مسخر شما كرد تا كشتيها در آن حركت كنند و هدف از تسخير اينها آن است كه "اتبغاء فضل الهي" كنيد كه معمولاً اين تعبير در مورد تجارت و فعاليت اقتصادي ميآيد و البته نقل و انتقال مسافرين و جا به جا شدن آنها نيز در آن نهفته است و هدف از اين بهرهگيري تحريك حس شكرگزاري انسانهاست و در مسير معرفت الله قرار گيرند و سپس به تسخير ساير موجودات ميپردازد ، آنقدر به شما عظمت داد كه تمام موجودات عالم هستي را مسخر و در مسير منافع شما قرار داد. حال كه همه مواهب از جانب خداست ؛ چرا انسان به سراغ غير او ميرود و سر بر آستان مخلوقات ضعيف ميگذارد؟ اول از عواطف ، سپس از عقول استفاده ميكند ؟ چون خداوند از طرق مختلف با بندههايش صحبت ميكند و در همهي اينها يك چيز بيش نيست و آن بيداري انسانهاي غافل و به حركت در آوردن آنها در سير الي الله است. & سوره شوري آيه 11
تفسير نمونه : در سوره شوري چند دليل بر ولايت مطلقهي خداوند آورده شده است و در اين آيه پنجمين دليل را ميگويد كه دليلي است بر مقام ربوبيت و شايستگي او براي توكل و انابه . "فاطر" از فطر در اصل به معناي شكافتن چيزي است و منظور از آسمانها و زمين ، در اينجا تمام آسمانها و زمين و موجوداتي است كه در آنها و ميان آنها وجود دارد. چرا كه خالقيت خداوند شامل همهي آنهاست. سپس به توصيف فعل ديگري از افعال خداوند پرداخته و ميگويد از جنس خودتان همسراني قرار داد و همچنين از چهارپايان جفتهايي آفريد و شما را بدينوسيله تكثير ميكند. اين از نشانههاي بزرگ تدبير پروردگار و ربوبيت و ولايت او است كه از يك سو همسران مايه آرامش روح و جان او هستند و از طرف ديگر مايه بقاء نسل و تكثير مثل و تداوم وجود او است اگرچه قرآن با توجه به خطاب "يذرؤكم" اين معني را در مورد انسان بيان داشته ، ولي ناگفته پيداست كه اين حكم از نظر تكثير مثل در مورد چهارپايان و موجودات زنده ديگر جاري است. در واقع خداوند نخواسته است در يك خطاب جمع كند و از مقام والاي او بكاهد ؛ لذا خطاب را تنها به انسانها كرده تا حكم بقيه نيز به تبع انسانها روشن شود. در توصيف سوم كه ميفرمايد "ليس كمثله شيء" ، اين جمله در حقيقت پايهي اصلي شناخت تمام صفات خداست ، زيرا خطرناكترين پرتگاهي كه بر سر راه پويندگان طريق معرفت الله قرار دارد ، پرتگاه تشبيه است كه خدا را در وصفي از اوصاف شبيه مخلوقاتش بدانند و به دره شرك سقوط كنند. دو وجودي است بيپايان. به تعبير ديگر او وجودي است بيپايان و نامحدود از هر نظر و هر چه غير اوست ، محدود و متناهي است از هر نظر و اين همان خط "تنزيه" و پاك شمردن خداوند از نقايض محكنات است. & سوره توبه آيه 51
تفسير نمونه : سرنوشت ما تا آنجا که با کار و کوشش ما مربوط است به دست خود ماست (وان لیس للانسان الاماسعی) ولی در بیرون دایره تلاش که از حریم قدرت ما خارج است دست تقدیر تنها حکمران است و به مقتضاي قانون علیت که منتهی به مشيت و علم و حکمت پروردگار می شود مقدره شده است انجام پذیر خواهد بود. افراد با ایمان ، همه مقدرات را مطابق نظام احسن و مصلحت بندگان می دانند و هرکس بر طبق شایستگیهايی که اکتساب کرده است مقدراتی متناسب آن دارد و می داند تنها تکیه گاه و پناهگاهشان خداست.
|